![]() |
![]() |
|
| انسانم آرزوست |
|
چه می خواهی چه نه این تو و این سلول تک فردی گناه از تو و اینجا سهم تو از دار دنیا غذا اینجا و ادرار و سیگارت فقط مسکوت - نگهبان ! من اینجا را نمی خواهم من اینجا را که تنها باشم و تنها و او باشد تمام آخر دنیا و مرگ آرزوهایم نمی خواهم و این سلول بی نور و بدون یاری و همدم که تنها او فقط گاهی بیاید و بفرماید که این هم آتش امروز تو ملاقاتی که بود آنکس ؟ مگر ممنوع نبود اینجا ملاقات نفرهایی که می آیند و می رفتند ؟ و این اصوات ، طنین دلنواز سینی آشم که کوبیدند و می کوبند هر روز بر سر و جانم صدای خش خش ناخن که باشد تقویم ایام دگر زین پس فقط یک آرزو ، آنهم چادر اکسیژنی در بخش ICU کما باشد ، کما باشم نگهبان هم نباشد تو باشی تک ملاقاتی که روزی با صدایت بریگردم به این دنیا
می دونم با همیشه فرق داشت ، نمی دونم چرا؟ |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط Remember |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
من در 360 آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|