تبليغاتX
Remember - وقتي نبودم ....
انسانم آرزوست
 

وقتي نبودم ، فكر مي كردم

- به همين تعويض كابينه كه كسي پيدا نشد بهتر از آني كه هست

آخر ذاتش يكيست و خواسته هايش و آرزوهايش

چه فرق مي كند وزيرش كه باشد ،

- به همين چارت جديد كه تازگيها همه آنها كه تاپ چارت مي نويسند 

سازمانها را كوچك مي كنند و نيروها را تعديل

آخر با يك سازمان كوچك و نيروهاي بي تجربه تازه از راه رسيده و با تجربه هاي بازنشسته

كه به جز تخريب كاري نمي شود كرد !!!

- به فرق بين كاربرات و انژكتور كه چقدر تفاوت ميان موتور خودروها ايجاد مي كند

- به توري اگزوز پرايد كه اگر نباشد مصرف بنزين چقدر كم مي شود و سهميه بندي آن سهلتر !!!

- به شباهت سيگار و كلاغ كه اولي به جان آدمي و دومي به جان مترسك مزرعه

چه نوكها مي زنند و تكه تكه اش مي كنند

اما هم انسان و هم اين مترسك بيچاره عاشق آن سيگار و آن كلاغند !!!

- به نمايشگاهي كه نگذاشتم

- به حوصله اي كه براي كارشناسي ارشد خواندم ندارم و به نيازي كه به آن دارم !!!

- به پيشرفتي كه نمي كنم ، نه از سر بي فعاليتي ، كه بعضيها چه بيخود مي تازانند و جلو مي روند!!!

- به نگاه معمول ديگراني كه زندگي را آنجور كه هست مي پذيرند و

به ديد غير معمول خودم كه نمي توانم ، چرا ؟ چون ديوانه ام ؟ !!!

- به صدها خواننده خبرهايي كه مي نويسم و وه كه چه حوصله ها دارند !!!

- به آنها كه هر چه مي خواستند بشوند شدند و ديگر آنرا دوست ندارند!!!

- به آنها كه هيچ نشدند و در اوج هيچي به خود مي بالند !!!

- به خودم كه مي خواهم و مي تلاشم و مي مانم و به هيچ نمي رسم !!!

- به اينكه حتي مي خواهم بپوچم و حتي آنرا هم نمي توانم !!!

- به اين ناتواني كه فقط عاشق كلاغ است و حتي ارزش مترسك بودن را هم ندارد  

به نوك پُكهاي سيگار قناعت مي كند

- به اينكه ديگر شعر هم نمي توانم !!!

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Remember |